محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
124
آيين شهردارى ( فارسى )
رنگش مىتوان شناخت . در عنبر نيز تقلباتى كنند : برخى كف دريا را با صمغ سياه و موم سفيد و سندروس « 1 » و عود و سنبل مىآميزند ، و راه شناختن آنچنان است كه گفتيم . در عود هندى نيز تقلب مىكنند : بدينسان كه صندل را تبريد ( ؟ ) مىكنند تا مانند عود شود و در مطبوخ مو كهنه مىخيسانند و پس از پاك كردن با عود هندى مىآميزند . راه شناختن آن اين است كه آن را در آتش مىاندازند و بوى صندل مىدهد . و بعضى ديگر از پوستهء چوبى به نام ابلين ( ؟ ) مىسازند ، بدينسان كه آن را در عرق گل كه به مشك و كافور پرورده باشند چند روز مىخيسانند و پس از بيرون آوردن آن را مىجوشانند و پاك مىكنند و برخى هم از چوب زيتون تهيه مىكنند و راه شناختن آن اين است كه در آتش مىاندازند و مغشوش بودن آن معلوم مىشود . در كافور نيز تقلباتى است . بعضى از عطاران آن را از تراشهء پروردهء خراطان مىسازند و بعضى ديگر كافور را با آب صمغ سفيد خمير كرده ، بر روى غربال بخور مىدهند و برخى آن را از سنگ نوشا در مىسازند و بعضى از هستهء غورهء خرما به عمل مىآورند ، بدينسان كه هسته را مىكوبند تا مانند كف شود و به اندازهء خودش كافور مىافزايند و با آب كافور خمير كرده سپس مانند كافور رقيقش مىكنند . شناختن تقلبات كافور چنان است كه گفتيم ، و در مورد بعضى از آنها كه ذكر نشده شناختن بدينسان است كه مقدارى از آن را در آب مىاندازند اگر رسوب كرد مغشوش است و اگر روى آب آمد خالص است ، يا مقدارى از آن را بر پارچهاى بريزند و روى آتش قرار دهند اگر بپرد و باقى نماند خالص است و اگر بسوزد و خاكستر شود مغشوش است .
--> ( 1 ) - در متن : صندروس ، و آن سرو كوهى است و نيز صمغى است كه از گونهاى سرو كوهى استخراج مىشود و در طب قديم مورد استعمال بوده است . ( فرهنگ فارسى معين ) .